...... - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
دارم فکر میکنم ک نباید هیچ مسیولیتی رو لاقل تا ۵ ماه آینده قبول کنم.
ی مشت دوست نمای بی فکر! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
ب 5 مهر نود و هفت فکر میکنم و آدمهاش,انوقت چیزی توی دلم تکان میخورد,اشوب میشوم و دوست دارم هرچه گذشت را روی صورتشان بالا بیاورم.
آخ... - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
حس می کنم ی حالی توی ی قسمت از روحم ی چاله درست کرده ک هیچوقت پر نمیشه,هیچوقت خوب نمیشه ,پاک نمیشه!آره آره همینه!
راز! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
دارم فک میکنم تا حالا دربارش با کی حرف زدم؟تو گذشته کندوکاو میکنم و جز اسدی و خوش عاطفه هیچ فامیل دیگه ای ب ذهنم نمیرسه!
اره درسته!تا ابد ی گوشه از قلبت میمونه!خاصیت عشق همینه! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
نه!خدایی چقد پیش میاد از ی نفر جزیی ترین چیزهارو توی ذهنتون داشته باشین؟جزییات طرز راه رفتن,جزییات طرز ایستادن, طوری ک سر شوخی و باز میکنه,طرز نگاه کردن وقتی عینکشو بر میداره,لبخند ریز زدن, گذاشتن انگ
بیشتر سکوتم سراپا. - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
اینروزها بیشتر نگاه میکنم,بیشتر گوش میکنم,بیشتر تمرکز میکنم و توی فکرهای دور غرق میشوم,بیشتر میخابم,بیشتر خلوت میکنم بیشتر از آن حفره خالی میترسم بیشتر دلتنگ میشوم بیشتر میمیرم و کمتر جوان میشوم بیشتر
ب خودمان تجاوز نکنیم! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
صدایم را بلند میکردم برای دخترانی ک توی تور پهن شده ی مردهای هبل می افتادند!صدایم را بلند میکردم و سخران متکلم الوحده بودم.سرزنششان میکردم توبیخشان میکردم ک مگر یک زن چقدر میتواند حماقت توی وجودش جریا
گوه بگیرند قانون سگِ جذب را! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
خدا خیلی مهربان است!خیلی خیلی خوب و مهربان و قشنگ و ملوس است!اما با همه خوبی هاش یک گِله بزرگ از خدا دارم! روا نیست واقعا روا نیست بین این همه بنده ,کسی باشد ک ب هیچکدام از اتفاقهای خوشی ک برایش فکرها
مسخرس اما هس! - تاریخ: 1398/3/5 ساعت: 22:46
پر از هیچ!دلم تنگ!بیشتر از همه برای تنهایی اون پنجماه! مسخرس!
یوقتایی ام نمیدونی خب - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
داشتم پروفایل وبلاگ گلاره چگینی را میخاندم و بعد با خودم تکرار کردم :منهم باید یکروز بنشینم یک ورق سفید آچهار بگذارم جلوی چشمهایم و "من"را دقیق توصیف کنم.بعد همانطور ک پیش میرفتم رسیدم ب اخرین جمله پ
دنیا ب روانشناسا احتیاج داره! - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
همیشه فک میکنم همه ما ب ینفر احتیاج داریم ک بتونیم جلوش بشکنیم و بنظرم هیچکدوممون هم این آدمو نداریم.اگه اشنا باشه ,خاهرت باشه شوهرت باشه پارتنرت باشه مادرت باشه ترس اینو داری ک اگه جلوشون بشکنم ناراح
مرسی مریم برا این جملت:) - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
هر انسانی تو را میان جهانی قرار میدهد که اگر تنها بودی هیچ وقت فرصت تجربه آن جهان را نداشتی!
the cure for pain is pain - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
دست بگشا دامن خود را بگیر مرهم این ریش جز این ریش نیست! مولانا
خب؟ - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
من میخونم و روزارو میرم جلو,تو هم پشت سرم وایسا و بگو :"برو بسلامت خودم به همرات!".خب؟
هووووووووم - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
دچار ی حس خری شدم: دلم میخاد طبق معمول همیشه فیلم ببینم.اما دو سه شب پیش دوتا فیلم دیدم ک حس و حالشون عالی بود.بعد دیگه دلم نمیخاد فیلم جدیدی ببینم.فک کردم شاید اگه همون دوتارم دوباره ببینم حس خوبی باشه اما دیدم نه!همون یبار حسش عالی بود!خب ن راه پس دارم نه پیش:))
عنش دراومده هااا! - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
عسل امشب داشت پشت تلفن ب داداشش میگف :ولنتاین دیگه چه کوفتیه!انگار کن خارجیا نوروز و جشن بگیرن!نوروزی ک هیچ ربطی ب هویتشون نداره!یکم فک کردم,دیدم راس میگه!جمع کنین حاجی این بساط مسخره ی وَلِن تونو!والا
خنده هایی ک ماند! - تاریخ: 1397/12/10 ساعت: 22:36
بی بی سی برا مرگ خشایار الوند تیتر زده :خنده هایی ک رفت ,گریه هایی ک ماند!اولشم فک کردم شت چه تیتر خوبی اخه همه همه همه قضیه همینه واقعا!بعد امرو تو سراشیبی کوه داشتم فک میکردم چه تیتر بدی!کدوم خنده ه