خرید بک لینک
دارم فکر میکنم ک نباید هیچ مسیولیتی رو لاقل تا ۵ ماه آینده قبول کنم.

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

ب 5 مهر نود و هفت فکر میکنم و آدمهاش,انوقت چیزی توی دلم تکان میخورد,اشوب میشوم و دوست دارم هرچه گذشت را روی صورتشان بالا بیاورم.

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

حس می کنم ی حالی توی ی قسمت از روحم ی چاله درست کرده ک هیچوقت پر نمیشه,هیچوقت خوب نمیشه ,پاک نمیشه!آره آره همینه!

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

دارم فک میکنم تا حالا دربارش با کی حرف زدم؟تو گذشته کندوکاو میکنم و جز اسدی و خوش عاطفه هیچ فامیل دیگه ای ب ذهنم نمیرسه!

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

نه!خدایی چقد پیش میاد از ی نفر جزیی ترین چیزهارو توی ذهنتون داشته باشین؟جزییات طرز راه رفتن,جزییات طرز ایستادن, طوری ک سر شوخی و باز میکنه,طرز نگاه کردن وقتی عینکشو بر میداره,لبخند ریز زدن, گذاشتن انگادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

اینروزها بیشتر نگاه میکنم,بیشتر گوش میکنم,بیشتر تمرکز میکنم و توی فکرهای دور غرق میشوم,بیشتر میخابم,بیشتر خلوت میکنم بیشتر از آن حفره خالی میترسم بیشتر دلتنگ میشوم بیشتر میمیرم و کمتر جوان میشوم بیشترادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

صدایم را بلند میکردم برای دخترانی ک توی تور پهن شده ی مردهای هبل می افتادند!صدایم را بلند میکردم و سخران متکلم الوحده بودم.سرزنششان میکردم توبیخشان میکردم ک مگر یک زن چقدر میتواند حماقت توی وجودش جریاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

خدا خیلی مهربان است!خیلی خیلی خوب و مهربان و قشنگ و ملوس است!اما با همه خوبی هاش یک گِله بزرگ از خدا دارم! روا نیست واقعا روا نیست بین این همه بنده ,کسی باشد ک ب هیچکدام از اتفاقهای خوشی ک برایش فکرهاادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

پر از هیچ!دلم تنگ!بیشتر از همه برای تنهایی اون پنجماه! مسخرس!

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: يکشنبه 5 خرداد 1398 ساعت: 22:46

داشتم پروفایل وبلاگ گلاره چگینی را میخاندم و بعد با خودم تکرار کردم :منهم باید یکروز بنشینم یک ورق سفید آچهار بگذارم جلوی چشمهایم و "من"را دقیق توصیف کنم.بعد همانطور ک پیش میرفتم رسیدم ب اخرین جمله پادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

همیشه فک میکنم همه ما ب ینفر احتیاج داریم ک بتونیم جلوش بشکنیم و بنظرم هیچکدوممون هم این آدمو نداریم.اگه اشنا باشه ,خاهرت باشه شوهرت باشه پارتنرت باشه مادرت باشه ترس اینو داری ک اگه جلوشون بشکنم ناراحادامه مطلب

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

هر انسانی تو را میان جهانی قرار میدهد که اگر تنها بودی هیچ وقت فرصت تجربه آن جهان را نداشتی!

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

دست بگشا دامن خود را بگیر

مرهم این ریش جز این ریش نیست!

مولانا

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

من میخونم و روزارو میرم جلو,تو هم پشت سرم وایسا و بگو :"برو بسلامت خودم به همرات!".خب؟

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

دچار ی حس خری شدم: دلم میخاد طبق معمول همیشه فیلم ببینم.اما دو سه شب پیش دوتا فیلم دیدم ک حس و حالشون عالی بود.بعد دیگه دلم نمیخاد فیلم جدیدی ببینم.فک کردم شاید اگه همون دوتارم دوباره ببینم حس خوبی باشه اما دیدم نه!همون یبار حسش عالی بود!خب ن راه پس دارم نه پیش:))

برچسب: نویسنده: نرگس کریمیان تاريخ: جمعه 10 اسفند 1397 ساعت: 22:36

صفحه بندی